آشنايي با وظايف و مهارت‌هاي مورد نياز يك جواهر ساز

آشنايي با وظايف و مهارت‌هاي مورد نياز يك جواهر ساز


 وظايف
تهيه و نگهداري قالب‌ها براي قالب‌گيري اشيا و قطعات فلزي
تميز كردن و صيقل دادن قطعات جواهر و قطعات فلزي با ابزار جواهرسازي، دستگاه‌هاي صيقل‌كاري و مخزن مواد شيميايي 
ساخت جواهرات از قطعات طلا، نقره، پلاتينيوم و سنگ‌هاي قيمتي يا نيمه قيمتي 
ساخت طرح‌هاي جديد جواهرآلات و اصلاح طرح‌هاي موجود با كامپيوتر
تراشيدن، شكل دادن و صيقل دادن سنگ‌هاي قيمتي، مرواريد و قطعات فلزي با سمباده، سنگ سمباده و ابزار دستي و برقي
بررسي اشياي پرداخت شده با عينك‌هاي ذره‌بيني و ابزار اندازه‌گيري دقيق براي اطمينان از رعايت مشخصات طرح
پياده كردن طرح‌هاي روي قطعات فلزي و تراشيدن آن‌ها در امتداد نشان‌ها براي ساخت قطعات 
انجام تعميراتي مانند كوچك و بزرگ كردن اندازه حلقه‌ها، جوشكاري قطعات به يكديگر و تعويض گيره‌ها (قلاب‌ها) و پايه‌هاي نگين شكسته
نشان‌گذاري و حكاكي طرح‌ها با توجه به مشخصات طرح روي قطعات فلزي مانند طلا، مفتول و قالب
ذوب كردن و ورقه كردن مواد فلزي و خرد كردن 
قالب زدن جواهرات مانند حلقه‌ها و زنجيره‌هاي نقره و طلا با قالب‌ها يا دستگاه پرس 
دانش
ارايه خدمات به اشخاص و مشتريان: برخورداري از دانش اصول و مراحل ارايه خدمت به افراد و مشتريان شامل ارزيابي نيازهاي مشتري، اعمال استانداردهاي كيفيتي براي خدمات و ارزيابي ميزان رضايت مشتري؛
طراحي: برخورداري از دانش تكنيك‌هاي طراحي، ابزار و اصول توليد طرح‌هاي دقيق فني، طرح‌هاي اوليه، نقشه‌ها و مدل‌ها؛
توليد و پردازش: برخورداري از دانش مواد خام، فرآيندهاي توليد، كنترل كيفيت، هزينه‌ها و ساير تكنيك‌ها جهت افزايش توليد كارآمد و توزيع كالاها؛ 
فروش و بازاريابي: برخوراري از دانش، اصول و روش‌هاي عرضه، ارتقاء و فروش محصولات و خدمات شامل راهبرد و تاكتيك‌هاي بازاريابي، معرفي محصول، رويه‌هاي فروش و سيستم‌هاي كنترل فروش. 
مهارت‌ها
يادگيري فعال: درك مفاهيم اطلاعات تازه و استفاده از آن‌ها براي رفع مشكلات كنوني و آتي و تصميم‌گيري درباره آن‌ها؛
شنيدن فعال: توجه كامل به سخنان ديگران و درك نكات آن‌ها، پرسيدن سوال‌هاي مناسب در فرصت‌هاي مناسب و قطع نكردن سخنان ديگران؛
تفكر انتقادي: استفاده از دليل و منطق براي ارايه نقاط قوت و ضعف راه‌حل‌هاي پيشنهادي، نتايج، مسايل، مشكلات و رويكردهاي مختلف‌شان؛
نگهداري تجهيزات: مراقبت‌هاي معمول از تجهيزات و تشخيص نوع مراقبت در زمان‌هاي مختلف؛
انتخاب تجهيزات: تعيين نوع ابزارها و تجهيزات لازم براي انجام وظايف يك شغل؛ 
قضاوت و تصميم‌گيري: در نظر گرفتن هزينه‌ها و مزاياي عملكردهاي متفاوت و انتخاب بهترين آن‌ها؛ 
تحليل كنترل كيفيت: انجام آزمايش‌هاي و بازبيني‌هاي توليدات، خدمات يا فرآيندها براي ارزيابي كيفيت يا عملكردها؛ 
فهم و درك مطلب نوشته شده: درك جملات و پاراگراف‌هاي اسناد مرتبط با كار؛ 
تعمير: تعمير ماشين‌ها يا سيستم‌ها با ابزارهاي لازم؛ 
مديريت زمان: تنظيم زمان فعاليت‌هاي خود و ديگران؛ 
توانايي‌ها
قدرت دست‌ها و بازوها: توانايي حفظ وضعيت دستان و بازوها هنگام حركت دادن و يا ثابت نگاه داشتن آن‌ها در يك وضعيت؛ 
قابليت‌ طبقه‌بندي: توانايي توليد يا استفاده از قوانين مختلف براي تركيب و دسته‌بندي به شيوه‌هاي گوناگون؛ 
كنترل دقت: توانايي تنظيم سريع و مداوم كنترل يك ماشين يا يك وسيله نقليه در وضعيت‌هاي دقيق؛ 
انعطاف‌پذيري در دسته‌بندي: توانايي شناسايي يا تشخيص يك الگوي شناخته شده (تصوير، شيء، لغت يا صدا) كه در مطالب گيج‌كننده پنهان باشد؛ 
چالاكي دست: توانايي به حركت در آوردن دست‌ها، بازوها و يا گرفتن، نگهداشتن و مونتاژ اجسام با دو دست؛
دقيق‌بيني: توانايي مشاهده جزييات از فاصله‌اي نزديك؛
ابداع: ابداع ايده‌هاي نامتعارف و هوشمندانه براي موضوع‌ها و شرايط موجود و يا ارايه شيوه‌هاي نو براي حل مسايل؛ 
درك سريع مشكلات و موانع موجود: توانايي درك مشكلات و يا پيش‌بيني آن‌ها. (اين قابليت فقط به شناسايي مشكلات، نه برطرف كردن آن‌ها، محدود مي‌شود)؛ 
تميز دادن رنگ‌ها به كمك قوه بينايي: توانايي تطبيق دادن و يا يافتن تفاوت‌هاي بين رنگ‌ها، از جمله سايه رنگ‌ها و روشنايي‌؛ 
تجسم: توانايي تجسم ظاهر يك شيء پس از چرخاندن و يا پس از حركت دادن يا آراستن مجدد اجزاي آن. 
فعاليت‌هاي كاري 
ارزيابي خصوصيات قابل سنجش محصولات، رويدادها يا اطلاعات: ارزيابي اندازه، فاصله و مقدار و يا تعيين زمان، هزينه، منابع يا مواد لازم براي انجام فعاليت‌هاي كاري؛ 
كسب اطلاعات: مشاهده، دريافت و يا كسب اطلاعات از كليه منابع مرتبط؛
جابه‌جا كردن و حركت دادن اجسام: استفاده از بازوها براي كنترل، نصب، جابه‌جا كردن و حركت دادن اجسام و نگهداري از آن‌ها؛ 
مشخص كردن اشيا، اعمال و وقايع: تشخيص اطلاعات مختلف با دسته‌بندي، تخمين و درك شباخت‌ها و تفاوت‌هاي آن‌ها و كشف تغييرات شرايط و موقعيت‌ها؛ 
قضاوت درباره كيفيت كالا، خدمات و افراد: بررسي و ارزيابي ارزش، اهميت يا كيفيت كالا و افراد؛ 
تصميم‌گيري و حل مشكلات: تحليل اطلاعات و ارزيابي نتايج براي انتخاب بهترين راه‌حل براي حل مشكلات؛
سازمان‌دهي، برنامه‌ريزي و اولويت‌بندي كارها: توسعه اهداف و طرح‌هاي خاص براي اولويت‌بندي، ؟ و انجام كارها؛ 
روابط مستقيم با مردم: كار كردن براي مردم و يا داشتن ارتباط مستقيم با آن‌ها شامل ارايه خدمات به مشتريان رستوران‌ها يا مغازه‌ها و پذيرايي از ميهمانان و مشتريان؛ 
تفكر خلاق: توسعه، طراحي يا ايجاد كاربردها، افكار، روابط، سيستم‌ها يا رويه‌هاي جديد از جمله مشاركت ؟؛
به روز كردن اطلاعات و استفاده از دانش مرتبط: اطلاع از دانش فني روز و استفاده از علوم جديد. 
شرايط كاري
ميزان سر و كار داشتن با آلودگي‌ها: اين شغل تا چه حد با آلودگي‌هاي مختلف مانند گازها، گرد و غبار و مواد آلوده سر و كار دارد؟ 
گفت‌وگوي رودرور: در اين شغل مباحث و گفت‌وگوهاي رودررو بين افراد و گروه‌ها چقدر است؟ 
آزادي در تصميم‌گيري: اين شغل، تا چه حد آزادي در تصميم‌گيري بدون نظارت را مي‌دهد؟ 
اهميت دقت در كار: در اين شغل دقيق و مبرا از خطا بودن چقدر اهميت دارد؟ 
فضاهاي بسته و محيط‌هاي تحت كنترل: اين شغل تا چه ميزان نياز به كار در داخل ساختمان و شرايط كنترل شده دارد؟ 
كار در حالت نشسته: در اين شغل فرد تا چه حد بايد به حالت نشسته كار كند؟
استفاده از دستان براي برداشتن، كنترل يا حس كردن اشياء، وسايل يا كنترل‌كننده‌ها: ميزان استفاده از دستان براي برداشتن، هدايت يا لمس اجسام و ابزارآلات چقدر است؟ 
تلفن: استفاده از مكالمه‌هاي تلفني در اين شغل چقدر است؟
فشار زماني: اين شغل تا چه حد نياز به تحويل به موقع كار توسط كاركنان دارد؟
استفاده از لباس محافظ و تجهيزات ايمني: اين شغل چقدر به پوشيدن تجهيزات ايمني معمول مانند كفش ايمني، عينك، دستكش، محافظ گوش‌ها، كلاه سخت و جليقه نجات احتياج دارد؟ 
حيطه كاري
تجربه كلي: براي اين مشاغل به مهارت، دانش يا تجربه شغلي قبلي نياز است. براي مثال، يك برقكار بايستي 3 الي 4 سال دوره شاگردي يا چندين سال كارآموزي را بگذارند و غالباً بايستي امتحان مربوط به گرفتن گواهي‌نامه را با موفقيت طي كند؛
كارآموزي: براي اين مشاغل افراد معمولاً به 1 يا 2 سال كارآموزي به صورت تجارب حين كار و كارآموزي غيررسمي توسط افراد باتجربه نياز دارند؛
مثال‌هايي از اين حيطه كاري: مشاغل در اين حيطه با استفاده از مهارت‌هاي ارتباطي و سازماني براي ايجاد هماهنگي، سرپرستي، مديريت يا آموزش ديگران براي نيل به اهداف سر و كار دارند. مانند مسئول تدفين، برقكار، تكنسين جنگلداري و حفظ محيط زيست، منشي‌هاي حقوقي، مصاحبه‌كننده‌ها و نمايندگان بيمه فروش؛
ميزان آمادگي خاص شغلي: بين 6 تا 7 (مدت زمان يادگيري نحوه انجام كار بين 2 تا 10 سال) 
تحصيلات: بيشتر مشاغل در اين حيطه نياز به كارآموزي در مدارس فني و حرفه‌اي، تجارب حين كار و يا دانشنامه دارند. برخي از آن‌ها امكان دارد نياز به مدرك كارشناسي داشته باشند. 
ارزش‌هاي كاري 
پيشرفت: مشاغلي كه برآورده‌كننده اين ارزش كاري هستند داراي اهداف جهت‌دار بوده و به كارمندان اجازه استفاده از قوي‌ترين توانايي‌ها و احساس موفقيت را مي‌دهند. نيازهاي متقابل شامل به كارگيري توانايي و موفق شدن است؛ 
ارتباطات: مشاغلي كه برآورده‌كننده اين ارزش كاري هستند به كارمندان اجازة ارايه خدمات به ديگران و كار با همكاران در محيطي دوستانه و غيررقابتي را مي‌دهند. نيازهاي متقابل شامل همكاران، ارزش‌هاي اخلاقي و خدمات اجتماعي است؛ 
شرايط كار: مشاغل كه برآورده‌كننده اين ارزش كاري هستند ارايه دهنده شرايط خوب كاري و امنيت كاري هستند. نيازهاي متقابل شامل فعال بودن، جبران، استقلال، امنيت، تنوع و شرايط كاري است. 
شيوه‌هاي كاري 
پيشرفت‌گرايي: ايجاد و حفظ روش‌هايي براي دستيابي به اهداف چالش‌انگيز شخصي و تلاش براي كسب مهارت در وظايف؛ 
تفكر تحليلي: تحليل اطلاعات و به كارگيري منطق در برخورد با مسائل و موضوعات كاري؛ 
توجه به جزييات: دقت و توجه به جزييات و دقيق بودن در حين كار؛ 
همكاري: ايجاد روابط پسنديده با ديگران و داشتن رفتاري مناسب؛ 
قابل اعتماد بودن: قابل اعتماد بودن، مسئوليت‌پذيري و پيروي از دستورها؛ 
استقلال: انجام وظايف فرد بدون نياز به سرپرستي دائم و اتكا به خود براي انجام كارها؛ 
نوآوري: ابتكار و تفكر خلاق براي گسترش نظرات جديد و پاسخگويي به مسائل و مشكلات مربوط به كار؛ 
درستكاري: درستي و صداقت؛ 
خويشتن‌داري: حفظ آرامش، كنترل احساسات و خشم و پرهيز از رفتارهاي نسنجيده و تهاجمي در هر شرايطي. 
 


منبع: كتاب طبقه‌بندي و شرح جامع مشاغل
تاليف و گردآوري: ابراهيم ابراهيم باي سلامي 
ناشر: موسسه دانش پارسيان
 


چاپ | ارسال به ديگران

سایت های مرتبط